جهان كنوني، از راه‌هايي گوناگون شكل گرفته است و بايد آمادگي داشته باشيم كه نيروهاي شكل‌دهنده آن، سرعت و پيچيدگي بيشتري به خود بگيرند. تيم‌هاي اجرايي، همواره خود را براي آينده آماده مي‌كنند، اما اين حركت رو به جلو نبايد با چشم‌هاي بسته انجام شود آن‌هم در شرايطي كه آينده چندان مشخص نيست و نشانه‌هايي كافي براي مسير پيش رو، وجود ندارد. بر كار و شركت‌هايي كه در دهه‌هاي آينده به‌وجود مي‌آيند، 7 روند تاثير خواهند گذاشت. در اين نوشتار، براي هر روند چند سوال مطرح شده كه مديران مي‌بايستي در مورد آنها ديدگاه‌هايي داشته باشند: 1 . بازتعادل كالاها و كار در بازارهاي جهاني 2 . رشد گسترده پيوند بين افراد و مشاغل 3 . ظهور خوشه‌هاي استعداد 4 . رده‌هاي مشاغل 5 . افزايش شكاف در مهارت‌ها 6 . محروميت و نابرابري 7 . الگوهاي متنوع آب و هوايي بازتعادل كالاها و كار در بازارهاي جهاني انعطاف‌پذيري در هر كسب و كار، پيوسته از طريق بازتعادل جهاني به محك تجربه و آزمون قرار مي‌گيرد، به‌عنوان نمونه «لِنوو» كه شركت فناوري چيني است، توسعه محصولات خود را در 1990 آغاز كرد و در سال 2005، با خريد كسب و كار رايانه‌هاي شخصي IBM به قيمت 1.75 ميليارد دلار، به چهارمين سازنده رايانه در جهان تبديل شد. SAB در1990، به‌عنوان نوشابه‌ساز محلي فعاليت مي‌كرد و در سال 2010 به بزرگ‌ترين سازنده نوشابه در جهان تبديل شد. تعادل و توازن جهاني، از طريق تغيير محل جمعيت‌كاري در جهان شكل‌دهي مي‌شود. جمعيت‌كاري كشورهاي توسعه‌يافته، بين سال‌هاي 2010 تا 2030 از 835 ميليون به 795 نفر ميليون كاهش خواهد يافت. اين در حالي است ‌كه انتظار مي‌رود اين رقم در كشورهاي در حال توسعه، از 1 ميليارد به 4/6 ميليارد نفر افزايش يابد. همراه با اين بازتوزيع جمعيتي، مكان‌هايي كه ايده‌هاي جديد و نوآورانه در آنها شكل مي‌گيرند نيز تغيير خواهد كرد. در گذشته، مراكز نوآوري مانند «دره سيليكون» باعث شكل‌گيري شركت‌هايي مانند گوگل و اَپل شد، در حالي‌كه شركت‌هاي آلماني مانند بي.‌ام.‌و و زيمنس، صنعت خود را برپايه توليد كالاهاي گران‌قيمت بنا گذاشتند. از نيمه دهه 1990، شركت‌هاي چيني و هندي به ايجاد مراكز نوآوري براي توليد كالاهاي ارزان‌قيمت روي آوردند و نوآوري به پديده‌اي جهاني تبديل شد. تا سال 2011، 98 شركت از شركت‌هاي فهرست فورچون 500، اقدام به بررسي و توسعه امكانات خود در چين كرده‌ و اقدامي مشابه در 62 شركت از اين فهرست، در هند رخ داده است.  چه اقداماتي بايد انجام داد تا رهبران درك بهتري از بازتعادل جهاني و تغيير جهان‌بيني كه حتما پيش خواهد آمد داشته باشند؟  با توجه به اينكه فعاليت شركت‌ها به جهاني و بين‌منطقه‌اي تبديل شده است، چگونه بايد دانش و نوآوري‌هاي كسب شده را بين بخش‌ها، كسب و كارها و مرزهاي كشورها، به اشتراك گذاشت؟ رشد گسترده پيوند بين افراد و مشاغل راه‌هاي كم‌هزينه‌اي كه براي ايجاد ارتباط و اتصال افراد شكل گرفته‌اند، حيرت‌آورند. تا سال 2010، پنج ميليارد نفر به موبايل دسترسي پيدا كرده‌ و پيش‌بيني مي‌شود كه اين رقم تا سال 2030، به شش ميليارد نفر افزايش يابد. تصور تأثير مثبتي كه اين ارتباط و اتصال وسيع مي‌تواند بر افراد و سازمان‌ها داشته باشد، كاري چندان دشوار نيست. يعني افراد مستعد، به‌طور بالقوه به بازارهاي استعداد جهاني و نوآوري كه به‌سرعت در حال توسعه و به‌آساني در حال توزيع است، دسترسي خواهند داشت. فناوري، يكي از پيشران‏های اصلي رشد اقتصادي بلندمدت كشورها بوده و بر ميزان جمعيت جهان، اميد به زندگی و چگونگی آموزش، تأثيرگذار بوده است. تغييرات فناوري، تا اعماق تحول ماهيت روزمره كار و شيوه‌هاي ارتباطات ما گسترش يافته است. فناوري، به شيوه‌هايي غيرمستقيم‌تر و عميق‌تر، بر زندگي كاري اثر مي‌گذارد. اين يعني، شيوه‌هايي كه مردم با يكديگر مشاركت مي‌كنند، انتظارات آنها از همقطاران و حتي نگاه آنها نسبت به ماهيت اخلاق و انسان. شما مجبور نيستيد پشتيبان تمام‏عيار جبر فناوري باشيد تا از طريق تعامل پيچيده با مردم، نهادها، فرهنگ و محيط، تشخيص دهيد كه ظرفيت فناوري، كليد تعيين‌كننده‌ قوانين اساسي بازي تمدن انساني است. تجربه فناوري زندگي در 2025 در سراسر جهان مشابه نخواهد بود. تغييرات و نوسانات شديد در به‌كارگيري فناوري، همواره وجود داشته و خواهد داشت زيرا پيشرفت فناوري، در خلاء اتفاق نمي‌افتد بلكه به «زمينه»‌اي بستگي دارد كه فرهنگي، اقتصادي يا برآمده از ارزش‌هاي مردم باشد. به‌كارگيري هر جنبه‌ خاص فناوري، امري اجتناب‌ناپذير نيست و ضرورتا از الگوي رشدي خاص پيروي نمي‌كند. برخي پيشرفت‌هاي فناوري، تحولاتي انقلابي در كار پديد مي‌آورند در حالي‏كه بقيه، ابتكارها و اختراعاتي آهسته‌تر و پايدارتر هستند. ممكن است در آينده ـ همانند گذشته ـ نقاط عطفي وجود داشته باشند كه در آنها، فناوري‌ها تقسيم مي‌شوند و تاريخ، هر مسير ممكني را با نتايجي كاملاً متفاوت، طي مي‌كند. «فناوري شبكه‌ جهاني» (Cloud) كه امكاناتي مي‌آفريند تا مردم سراسر جهان بتوانند از طريق آنها به منابع لازم دسترسي داشته باشند، نمونه‌اي از اين تحول است. از لحاظ فناوري، در دهه‌ آينده دسترسي به شبكه جهاني وب و اطلاعات هنگفت نهفته در آن، براي هركس امكان‌پذير است هرچند كه در كشورها و مناطق و زمان‌هايي خاص، موضوعات مربوط به امنيت در دسترسي، توسعه شبكه را كاملاً محدود خواهند كرد. با وجود تمامي‌ اين تغييرات احتمالي در پياده‌سازي، تأثير الگوهاي متفاوت رشد در سراسر جهان و تغييرات زمينه‌اي، آشكار است كه در آينده، پيشرفت فناوري همچنان با قدرت ادامه خواهد يافت. در حال حاضر، پايگاه‌هايي نظير oDesk ،eLance و Guru، اين امكان را خواهند داشت كه ارتباط ميان خريداران و فروشندگان مهارت‌ها، دسترسي به طراحان سايت‌ها، برنامه‌نويسان نرم‌افزار، مترجم‌ها و مديران سراسر كشورها را برقرار سازند. پايگاه‌هايي ديگر مانند Inno Centive نيز فرصت جذب افراد و گروه‌هاي كاري را براي اشخاصي كه در جست‌وجوي نيروهاي مناسب و متناسب با كارخود هستند، ايجاد كرده است.  شركت‌ها چگونه مي‌توانند اطمينان يابند كه پيوستن افراد در داخل و خارج از شركت به پايگاه‌هاي در حال ظهور، سودمند است؟  تاثير افزايش محيط‌هاي مجازي بر جامعه ارتباطي چيست و شركت‌ها چگونه مي‌توانند از اعتماد و مشاركت در اين نوع محيط‌هاي كاري، حمايت كنند؟ ظهور خوشه‌هاي استعداد تركيب بين بازتعادل جهاني و ارتباط و اتصال گسترده، فرصتي تازه براي شكل‌گيري منبعي از استعدادهاي جديد، ايجاد كرده است؛ البته مهاجرت هم در اين زمينه نقشي دارد. موفقيت «دره سيليكون» كه از 1980 تا 1999 تقريبا 25 درصد از شركت‌هايش توسط كارآفرينان چيني و هندي راه‌اندازي شده بود، نشان‌دهنده تأثير مثبت مهاجرت است. تخمين زده شده بود كه تا سال 2005، اين موج مهاجرت حدود 52 ميليارد دلار با خود به همراه خواهد آورد و 450 هزار فرصت شغلي جديد ايجاد خواهد كرد. اين افراد و مشابه آنها، در حال شكل‌دهي به پديده‌اي هستند كه «ريچارد فلوريدا» جغرافي‌دان اجتماعي، آن را «جهان ميخي» ‌ناميده است. جهان ميخي، متشكل از خوشه‌ها يا قله‌هايي از افراد مستعد و پرانرژي است كه سطحي بالا از خلاقيت را شكل مي‌دهند. اين خوشه‌هاي خلاقيت، قبلا در مكان‌هايي بودند كه انواع خلاقيت‌هاي خاص در آنها گرد آمده بودند. مثلا در امريكا، تا زماني‌كه مهاجرت به نيويورك در بخش مالي، بوستون در بخش بيوتكنولوژي و واشنگتن در بخش رسانه‌اي و هوش استراتژيك ادامه يابد، خوشه‌هاي خلاقيت رشد خواهند كرد. در اروپا نيز لندن همچنان مركز خلاقيت مالي، ميلان و رم هسته اصلي خوشه‌هاي مد و صنعت طراحي، اشتوتگارت، فرانكفورت و مانهايم نيز خوشه‌هاي اصلي كارخانه‌هاي داراي فناوري بالا در جهان خواهند بود. اقتصادهاي در حال رشد، از امكان بازي در موقعيت‌ها و انتخاب‌هاي متعدد برخوردارند. فناوري و جهاني‎‏شدن، امكان انتخاب از طيف گسترده‌ كالاها و خدمات و مقايسه‌ هزينه آنها را با فشار دادن يك دكمه فراهم آورده است. به نوشته «رابرت ريچ» اقتصاددان امريكايي: «اين ميزان دسترسي آسان به گزينه‌هاي مختلف، در تاريخ بشر سابقه نداشته است». اين همان وضعيتي است كه او آن را «عصر كارهاي فوق‌العاده» ناميده است. شما به‏آساني مي‌توانيد شيوه‌اي‌ بهتر را پيدا كنيد و سپس فوراً به‏سوي آن برگرديد. اين فرايند يافتن راه و گزينش آن وجود داشته و ادامه خواهد داشت و دلالت‌هايي ژرف براي آينده دارد. تمامي‌شركت‌ها، براي ماندن مجبورند تا پيوسته خود را بهبود دهند، به فكر هزينه‌هاي كسب و كار باشند، همواره هوشيارانه مراقب ادغام‌ها و تملك‌ها باشند و دائماً براي نوآوري بيشتر و تازه نگه‌داشتن ابتكاراتي كه در بازار عرضه مي‌كنند، تلاش كنند. مديران ارشد مي‌دانند كه بدون فشار مستمر براي بهبود كيفيت، مشتريان بسادگي بسوي فروشنده‌ا‌ي بهتر تمايل مي‌يابند. آينده‌ مصرف‌كنندگان چنين است، اما اين امر بر آينده‌ کارکنان نيز تأثير دارد. در بازارهاي نوظهور، «بنگلور» شاهد توسعه 3 خوشه فناوري قدرتمند است، شانگهاي به پايتخت مالي آسيا تبديل شده است و ژوهانسبورگ و نايروبي، به پيشتازان تجارت و ارتباطات در افريقا تبديل شده‌اند. براي مديران، پديده شكل‌گيري اين خوشه‌ها، پارادوكسي جديد است. از يك‌سو توسعه فني بسرعت كار مجازي را ماندگار و معتبر خواهد ساخت كه در اين صورت، كاركردن در يك جزيره صحرايي يا بالاي يك كوه ايزوله، مي‌تواند امكان‌پذير شود. از سوي ديگر، بيشتر افراد به شهرها مي‌روند يعني به جايي كه در آنها، تراكم بالايي از افراد داراي استعداد، اشتياق و علاقه‌مندي‌هاي مشابه، وجود دارند.  بهترين راه براي بهره‌مندي از خوشه‌هاي نوظهور استعداد چيست؟ شركت‌ها چگونه مي‌توانند فرايند استخدام خود را جهاني كنند تا راه جذب مستعدترين افراد هموار شود؟  شهرها در پي اين رشد سريع، با مشكلات گوناگون و كمبود منابع مواجه خواهند شد. سازمان‌ها چه نقشي در انعطاف‌پذيرتر كردن شهرها مي‌توانند ايفا كنند؟ رده‌هاي مشاغل نوآوري‌هاي فناورانه، ميلياردها نفر را به‌هم متصل كرده، اما همچنان درخواست‌هاي زيادي براي مهارت‌هاي مياني و مشاغل روتين وجود دارد. در حال حاضر، مشاغل به «يقه سفيدها» در فروش، دفاتر و واحد اداري و «يقه آبي‌ها» در توليد، ساخت و نقش‌هاي اپراتوري دسته‌بندي شده‌اند. درگذشته، اين مشاغل اغلب سكوي پرتاب افراد جوان بودند تا بتوانند مسير شغلي خود را شكل دهند. جدا از رده‌هاي مياني، دو نوع از مشاغل در ابتدا و انتهاي اين طيف مهارتي وجود دارند: در راس طيف مهارت‌هاي بالا، شغل‌هاي حقوق‌دان‌ها، مهندسين و متخصصان فناوري اطلاعات ـ وابسته به دانش پيچيده، تخصص، خبرگي بالا و همكاري ـ قرار دارند كه مكمل پيشرفت فناوري و افزايش بهره‌وري‌ هستند. در پايين‌ترين سطح مهارتي از اين رده‌بندي، مشاغل دستي غيرروتين مانند: پيشخدمت‌ها، گويندگان بانك‌ها و كارگران مغازه‌ها وجود دارند كه اتوماتيك كردن آنها ذاتاً مشكل است زيرا فرد مي‌بايستي در محل كار حضور داشته باشد.        چگونه مي‌توانيم مشاغلي با سطح بالايي از مهارت‌ها ايجاد كنيم؟ از توسعه اين تخصص‌ها كه معمولاً به واسطه مربيگري و مشاوره به‌دست مي‌آيند، چه چيزهايي كسب خواهيم كرد؟        براي كمك كردن به افرادي كه به‌سرعت در مشاغلي با سطح مهارت‌هاي مياني رشد مي‌كنند، چه كارهايي مي‌توانيم انجام دهيم؟ افزايش شكاف در مهارت‌ها ترديدي نيست كه افراد جوان، همواره در مقاطع زماني مختلف چرخه اقتصادي هر كشوري، با چالش پيدا كردن كار روبه‌رو هستند. در سال 2012 نرخ بيكاري جوانان در اسپانيا نزديك به 50 درصد و در برخي كشورهاي توسعه يافته از 20 درصد بيشتر بوده است. اين موضوع، صرفا ناشي از تاثير الگوهاي چرخه اقتصادي نيست بلكه ريشه در تغييرات ساختاري ژرفي دارد كه در بازار كار، طبيعت كار و رده بندي شغلي ايجاد شده است. پارادوكس موجود در برخي مناطق اين است كه گرچه نرخ بيكاري جوانان بالاست، اما در تعداد فرصت‌هاي شغلي، رشد مشخصي ايجاد شده است. مثلا در سال 2010، گرچه 3 ميليون فرصت شغلي در ايالات متحده وجود داشت، اما نرخ بيكاري جوانان بيانگر روندي صعودي بود. با توجه به ناهماهنگي بازار كار و تحصيلات كه ناشي از مشخص نبودن نيازهاي شغلي موردنياز براي آينده است، شكاف‌هاي مهارتي به‌دليل محدود بودن توسعه مهارت‌ها، در حال افزايش است. جالب اينكه در كشورهايي نظير سنگاپور كه اقتصاد آن بخوبي برنامه‌ريزي شده و بين نهادهاي آموزشي و صنايع نيز پيوستگي نيرومندي برقرار است، شكاف‌هاي مهارتي در عمل وجود ندارند و نرخ بيكاري جوانان پايين است. زماني كه تفاوت‌هاي كاري بين افراد بيشتر مي‌شود، آنها كمتر به يكديگر اعتماد مي‌كنند. اين اختلاف‌ها در وضعيت، احتمالاً منجر به پريشانی بيشتر خواهد شد. افزايش آمار اضطراب و پريشانی طي 3 ‌‎دهه گذشته در كشورهاي توسعه‏يافته نظير امريكا، گزارش شده است. مطالعات صورت‌گرفته بين سال‌هاي 1952 و 1993 حاكي از آن است كه پريشانی در مردان و زنان امريكايي، پيوسته رو به افزايش داشته است. اين افزايش به صورت نمايي بوده، مثلاً در1993، متوسط دانشجويان دانشگاه در مقايسه با 1952، حدود 85 درصد بيشتر پريشان بوده‌اند. دانستن حدود افزايش اين رقم در آينده، كاري دشوار است اما مي‌توان حدس زد كه اگر مسيري را از 1993 تا 2010 و سپس تا 2025 در نظر بگيريم، مي‌توانيم افزايش پيوسته سطح پريشانی را پيش‌بيني كنيم. موضوعي كه باعث بيشتر شدن شكاف مهارتي مي‌شود، نشانه‌هايي روشن مبني بر اين نكته است كه تغييرپذيري اجتماعي در جهان توسعه‌يافته، در حال كاهش است. نبود تغييرپذيري اجتماعي، هنگامي براي افراد جوان بيشتر مشكل‌زا خواهد بود كه بخواهند از نقش‌هاي با مهارت كم يا متوسط، به نقش‌هاي نيازمند مهارت بالا منتقل شوند. مي‌توان پيش‌بيني كرد كه بازارهاي كار دوقطبي، بيشتر در اقتصادهايي رواج خواهند يافت كه در سرمايه‌گذاري در زمينه تحصيلات و توسعه مهارت‌ها در مقياس بزرگ، با شكست روبه‌رو شده‌اند. علاوه بر اين، نبود سرمايه‌گذاري در خصوص دانش، فناوري، مهندسي و رياضيات، شكاف‌هاي مهارتي را افزايش داده، بيكاري بلندمدت را تشديد كرده و باعث خواهد شد تا تغييرپذيري اجتماعي به سطوحي پايين تنزل يابد.  سازمان‌ها در رسيدن به نهادهاي حامي مهارت‌هاي تقويت‌كننده مشاغل، چگونه مي‌توانند نقش داشته باشند؟  اتحاد و هماهنگي بين سازمان‌ها، نهادهاي دولتي و مؤسسات آموزشي، چگونه مي‌تواند چالش‌هاي پيچيده و متغيري را كه منجر به بيكاري جوانان شده‌اند، برطرف سازد؟ محروميت و نابرابري در بازارهاي نوظهوري مانند چين، هند و برزيل، گرچه تجارت و جريان‌ سرمايه طي 30 سال اخير در حال رشد بوده است، اما اين موضوع در مورد بيشتر كشورهاي كمترتوسعه‌يافته، مصداق ندارد. «ژوزف اِستيگليتز» مدير اقتصادي سابق بانك جهاني، مي‌گويد: «با وجود قول‌هاي زيادي كه براي كاهش محروميت در دهه پاياني قرن بيستم داده شد، تعداد مردمي كه در محروميت به‌سر مي‌برند به‌طور متوسط سالانه 2.5 درصد افزايش مي‌يابد. در سال 2010 بانك جهاني گزارش داده است كه نزديك 2 ميليارد نفر در كشورهايي زندگي مي‌كنند كه پايين‌تر از سطح جهاني هستند؛ مانند: پاكستان، اندونزي و تعداد زيادي از كشورهاي آفريقا و امريكاي لاتين. تجارت و كسب‌وكار در اين كشورها، با توجه به درامد ملي پايين و رشد اقتصادي راكد، روندي نزولي دارد و محروميت، رو به رشد است. وضعيت تعدادي از كشورهاي آفريقايي، از 4 سال گذشته بهتر شده‌ است. در برخي مناطق، تفاوت‌هايي بين سطوح درامدي پديدآمده است. مثلا، سرانه درامد كشورهاي مسلمان از موروكو تا بنگلادش و در كشورهاي اندونزي و فيليپين، به يك‌دوم متوسط جهاني رسيده است. يكي از وجوه تاريك آينده‌كار ـ نه تنها در فقيرترين كشورها بلكه در قلب كشورهاي پيشرفته سراسر جهان ـ اين است كه محروميت، به يكي از واقعيت‌هاي مسلم زندگي تبديل مي‌شود. مثلا، مي‌بينيم كه آشفتگي اقتصادي و تداوم حباب‌ها و سقوط‌ها، چگونه تمامي پس‌انداز بسياري از مردم را از بين مي‌برد. همچنين، روشن است ‌که بيشتر فرصت‌هاي كاري مورد انتظار افراد ضعيف، عمدتاً توسط روبات‌ها انجام خواهد شد و اين يعني، خارج از رده شدن ميليون‌ها شغل. اما تنها روبات‌ها نيستند كه با جويندگان ضعيف كار و كار ضعيف، رقابت دارند بلكه ميلياردها نفر حاضر در بازار كار جهاني كشورهاي جهان نيز رقبايي ديگر به شمار مي‌آيند. در اين زمينه، جهاني‏شدن نيروي كار، فشار زيادي وارد كرده است. بيشترين افراد مستعد جهان، به مناطقي نقل مكان مي‌كنند كه بتوانند در آنها ساير افراد بالنده و خوش‏فكر را ملاقات كنند. در نتيجه، مي توان دريافت كه مناطقي در جهان وجود دارند كه به دليل فقدان اين ويژگي، به‌طرز روز افزوني از توسعه‌ اقتصاد ارزش‏افزوده تهي مي‌شوند. اينها همان مناطقي هستند كه امكان به‌دست آوردن شغلي خوب در آنها بشدت محدود است. اين تنها موضوعی نيست كه مي‌تواند استانداردهاي كار را كاهش دهد، سن نيز عاملي ديگر است. تا 2025، چهار نسل در كار خواهد بود. برخي، مانند بچه‌هاي قديمي‌تر نسل پس از جنگ، از وفور دارايي در 1990 براي فراهم ساختن مستمري استفاده مي‌كنند. بسياري نيز فاقد پس‏انداز كافي براي بازنشستگي در 65 سالگي بوده و پيدا كردن كارِ باكيفيت براي آنها در دهه‌ آينده دشوار است. در جهاني كه فاجعه‌هاي زيست‌محيطي بيشتر از پيش رخ خواهند داد، محروميت جهاني از مناطقي شروع خواهد شد كه رخدادهاي فاجعه‏آميز را تجربه كرده‏اند. پس از جنگ جهاني دوم، گرچه حدود 1 تريليون دلار به‌عنوان كمك بلاعوض و وام به غلبه برمحروميت در جهان تخصيص داده شد، بر اساس گزارش بانك جهاني، هنوز نيمي از جمعيت جهان با درامد روزانه‌اي كمتر از 2 دلار زندگي مي‌كنند. حتي يك‌ششم از جمعيت جهان، با كمتر از روزانه 1 دلار به‌سر ميبرند. به‌نظر مي‌رسد كه نتايج مثبت جهاني‌سازي هنوز تا رسيدن به نتايج جهاني، فاصله دارد. به‌گفته «كوفي‌عنان» دبير كل سابق سازمان ملل متحد: «چالش اساسي امروزه ما اين است كه مطمئن شويم جهاني‌سازي، تأثيراتي مثبت بر مردم جهان خواهد گذاشت؛ به‌جاي اينكه ميلياردها نفر از آنها را با محروميت به حال خود وانهد». اين داستان، در مورد نابرابري نيز تكرار مي‌شود. مثلا، ايالات متحده را در نظر بگيريد. در 1976 نزديك به 1‌ درصد از مردم، 9 ‌درصد از درامد را در اختيار داشتند. اين عدد تا سال 2007، به 24 درصد افزايش يافت. اين موضوع، صرفا پديده‌اي غربي نيست. بازارهاي نوظهور، نشانه‌هايي از نابرابري را نشان مي‌دهند. رشد اقتصادي در هند و نواحي بنگلور، حيدرآباد، بمبئي و دهلي‌نو، تفاوت بسياري با ساير نواحي كشور دارد. اين داستان در چين هم وجود دارد. چين و هند، نتوانسته‌اند به‌صورتي متوازن از قابليت‌هاي نواحي مختلف خود بهره بگيرند و در نتيجه، برنامه‌اي يكپارچه‌ براي توسعه در كشورشان وجود ندارد. در سال 2010، متوسط سرانه توليد ناخالص داخلي در هند 987 دلار بوده در حالي‌كه در نواحي روستايي، به كمتر از 200 دلار مي‌رسد. موضوع مهم در رشد اختلاف بين سطوح درامدي اين است كه مي‌تواند اثراتي رواني بر كشورها و جوامع همسايه بگذارد. مثلا، «ريچارد ويلكينسون» و «كيت پيكِت» فعالان حوزه اقتصاد، ميزان شادي مردم در جوامع مختلف را مورد سنجش قرار دادند. نتايج نشان دادند جوامع داراي اختلاف سطوح درامدي بيشتر، از سطح شادي كمتري برخوردارند و ناراحتي‌هاي اجتماعي بيشتري را تحمل مي‌كنند. از نظر «راگورام راجان» اقتصاددان، گسترش نابرابري مي‌تواند زمينه ايجاد نابرابري در فرصت‌هاي تحصيلي، امكانات بهداشتي و سلامتي را فراهم سازد. درنتيجه، رشد شكاف در اقتصاد جهاني مي‌تواند موجب تشديد شكاف‌هاي اجتماعي و درگيري‌هاي جناحي شود.  شركت‌ها در ايجاد رفاه براي خانواده‌هاي جوامع همسايه خود، چه نقشي مي‌توانند داشته باشند و چگونه مي‌توانند زنجيره تامين خود را گسترش دهند؟  شركت‌ها چگونه مي‌توانند با سازمان‌هاي مردم‌نهاد، اتحاد ايجاد كرده و بر محروميت غلبه كنند؟ الگوهاي متنوع آب و هوايي الگوهاي آب و هوايي بسيار متنوع و متشتتي در جهان تجربه مي‌شود. افزايش گرما در مديترانه، تابستان‌هاي مرطوب در انگلستان، طوفان‌هاي شديد در امريكا و آب شدن كوه‌هاي يخ در نواحي قطبي، مي‌توانند هشدار دهند كه چه در پيش رو داريم. به‌نظر مي‌رسد در حال ورود به مرحله‌اي تازه‌ هستيم: Anthropocene يا دوره‌اي كه انسان اساساً طبيعت جهان را تغيير خواهد داد. اجماعي بين جوامع علمي جهاني وجود دارد كه اگر زمين بر همين مسير مصرفي فعلي حركت كند و منبعي جايگزين وابستگي ما به نفت، زغال‌سنگ و گاز نشود، 1/1 فارنهايت به دماي زمين و در نتيجه سطح دي‌اكسيد كربن ـ نسبت به قرن گذشته ـ افزوده خواهد شد. تخمين بسيار محافظه‌كارانه هيئت بين‌دولتي تغيير آب و هوا (IPCC)، افزايش دماي 2/3 فارنهايت براي جهان را پيش‌بيني مي‌كند، در حالي‌كه در شرايط بدبينانه، اين عدد مي‌تواند به 2/7 تا 9 درجه فارنهايت نيز برسد. در نتيجه تغييرات 1/1 درجه فارنهايتي دما، تأثيرات در ساير حوزه‌ها نزديك به 8 برابر خواهد بود كه وضعيتي بسيار جدي است. مثلا، پيش‌بيني مي‌شود كه بخش زيادي از جنگل‌هاي آمازون مي‌توانند آتش بگيرند، كمبود آب مي‌تواند بر آلودگي جهاني تاثيربگذارد و بالا آمدن سطح آب درياها مي‌تواند به مهاجرت ميليون‌ها يا حتي ميلياردها انسان منجرشود. اين تحولات محيطي در 30 ميليون سال اخير رخ نداده و به تطبيق‌ مجدد نياز است تا تعارضات جهاني اتفاق نيفتد. اگر اقدامي انجام نشود، بين 5 تا 20 درصد از توليد ناخالص داخلي، سرانجام به‌دليل آسيب‌هاي آب‌وهوايي از بين خواهد رفت، درحالي‌كه براساس پيش‌بيني گزارش IPCC (سال 2007) افزايشي قابل توجه در سطح دي‌اكسيد كربن اتفاق خواهد افتاد كه به آب شدن يخ‌هاي قطب شمال خواهد انجاميد و سطوح خشكي را تحت تأثير قرارخواهد داد. در سراسر جهان، الگوهاي غيرمعمول آب و هوايي ظاهر شده و مصرف سوخت‌هاي فسيلي و انتشار دي‌اكسيد كربن، دغدغه‏ای رو به رشد براي دانشمندان، سياست‌مداران، سازمان‌ها و شهروندان پديد آورده است. رويه مصرف انرژي كه از زمان انقلاب صنعتي وجود داشته است، غلظت دي‌اكسيد كربن را در اتمسفر زمين تا حدود 40 درصد افزايش داده است. در سال 2010، بيشتر مناطق جهان به اقتصاد متكي بر سوخت فسيلي وابسته بوده و اين امر موجب تداوم رشد انتشار دي‌اكسيد کربن بالاتر از محدوده طبيعي سالانه 650 هزارتن شده است. از آنجا كه سطح دي‌اكسيد كربن طي هزاره گذشته، به‏دليل چرخه‌هاي عصر يخبندان نوسان داشته است، استفاده نسبي اخير از سوخت‌هاي فسيلي به‏عنوان منبع انرژي مؤثر، باعث شتاب نامعمول اين فرايند و آشكارشدن محدوديت‌هاي زيست‌محيطي شده است. تغيير دمايي زمين احتمالاً بزرگ‌ترين تغيير در محدوده يك قرن، در 1000 سال گذشته بوده و به افزايش 10 برابري در افت‌هاي اقتصادي ناشي از فاجعه‌هاي مبتني بر آب و هوا بين دهه‌ 1950 تا 1990 انجاميده است. سيستم‌هاي زيستي، به فشارهاي محيطي واكنش نشان داده‌، سطح درياها بالا آمده، الگوي وزش باد تغيير كرده و امواج گرم و خشكسالي‌ها بسيار متداول شده‌اند. براساس گزارش IPCC، دما افزايش مي‌يابد و تأثيرات زيست‏محيطي ناشي از آن، باتوجه به مرگ و مير ناشي از افزايش دما و نيز گسترش شيوع بيماري‌هاي عفوني، سلامت بشر را تهديد مي‌كند. مناطقي وسيع از جنگل آمازون، به‏دليل خشكسالي و آتش، از بين خواهد رفت؛ محصولات كشاورزي از جمله غلات، كاهش خواهد يافت؛ كمبود آب، بيش از دوسوم جمعيت جهان را تحت تأثير و بالا آمدن سطح آب درياها، ميليون‌ها نفر را براي مهاجرت تحت فشار قرارخواهد داد.  اقدامات و فعاليت‌هايي كه سازمان‌ها مي‌توانند در فرايندهاي خود داشته باشند تا از كاهشي قابل توجه در مصرف سوخت سازمان و زنجيره‌تأمين خود مطمئن شوند، كدامند؟  شركت‌ها چگونه مي‌توانند با ايجاد پيوستگي و اتحاد، جهشي نوآورانه‌ ايجاد كنند تا برخي از چالش‌هاي پيچيده نظير محدوديت منابع و تغييرات آب و هوايي را پاسخ دهند؟ نتيجه‌گيري روندهاي يادشده براي تمامي شركت‌ها، هم فرصت هستند و هم مخاطره؛ در واقع فرصتي براي تقويت خرد و ايده‌ها و ايجاد ارتباط بين افراد در مسيري مثبت و سودآور از يك سو و مخاطره براي زنجيره تامين، شبكه‌هاي توليد و ساخت، انجمن‌هاي محلي، آوازه شركت‌ها و قوانين موجود و موضوع‌هاي مالي از سوي ديگر.   منابع 1 . ليندا گراتن: «هنر ساختن آينده كار»، ترجمه مسعود بينش و سيما مهذب، نشر پژواك، 1383. 2 . lynda Gratton: “The Key؛ How Corporations Succeed by Solving the Toughest Problems”; 2014.