مباني تصميمگيري (راهنماي تصميمگيري بهتر)
صميم، بخش مهمي از زندگي را تشکيل ميدهد. هر يك از ما، هر روز در زندگي خود بارها مجبور به تصميمگيريهاي کوچک و بزرگ هستيم. تصميمات، زندگي را شکل ميدهند و ما از طريق انتخابها و تصميمات خود قدرت ميگيريم. تصميمگيري، قضاوت و انتخاب بين دو يا چند چيز يا راهحل است که هر کس در زندگي شخصي و محيط کار و اجتماع خود، با هر مقام و مسئوليتي که باشد، انجام ميدهد و گاه ميتواند بسيار مهم و حياتي باشد. تصميمگيري نشانه رشد و بلوغ و مسئوليتپذيري افراد است. تصميمگيري درست و سنجيده، موجب شادي و موفقيت در فرد شده و سازگاري و اعتماد بهنفس او را افزايش ميدهد و اين حالت نهتنها در تصميمگيرنده بلکه در اطرافيانش اثر مثبت گذاشته و بهداشت رواني فرد و اعضاي خانواده را تامين ميکند. تصميمگيري، هنر و شاخصي مهم براي شناخت رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و رواني افراد است، کساني که به چنين رشدي نرسيده باشند، احتمال بيشتري وجود دارد که اجازه دهند ديگران برايشان تصميمگيري كنند.
تعريف تصميمگيري
فرايند بررسي، پيشبيني و ارزيابي نتايج از راهحلهاي موجود و انتخاب قطعي يک راهحل براي رسيدن به هدف را تصميمگيري ميگويند.
نقش و اهميت تصميمگيري
1 . زمينه رشد عاطفي، اجتماعي و رواني بيشتر را فراهم ميآورد
2 . تصميمگيري درست و سنجيده، کسب موفقيت و در نتيجه احساس رضايتمندي هر چه بيشتر را در فرد فراهم ميکند
3 . حس مسئوليتپذيري را در فرد توسعه داده و به او کمک ميکند تا پيامدهاي تصميم خود را شخصاً بر عهده بگيرد
4 . نياز به استقلال طلبي فرد را ارضاء ميكند
5 . موجب افزايش اعتماد بهنفس و خودباوري در شخص ميشود
بايد ياد بگيريم كه تصميمگيري كاري ترسناك نيست. در واقع تصميمگيري فرصتي براي كنترل زندگي، كار و ... است. البته براي اين كار مسير تصميمگيري را بايد بشناسيم. تصميم خوب فقط در يک لحظه اتفاق نميافتد بلکه در جريان يک فرايند شکل ميگيرد. تصميمات ما مشابه بازي شطرنج هستند كه نتيجه يك تصميم ميتواند بر تصميم بعدي تاثير بگذارد. تصميمات اشتباه ممکن است باعث فجايعي بزرگ شوند.
انواع تصميم
1 . عادي يا ساده: تصميمگيريهايي که در مورد مسائل روزمره و عادي زندگي گرفته ميشود. نظير انتخاب مسيري خاص براي رفتن به محل کار.
2 . اضطراري: تصميماتي که در شرايط اضطراري، هنگامي که بهطور ناگهاني با مسئلهاي مواجه ميشويم، اتخاذ ميکنيم. مثلاً هنگامي که دوستي با تعارف اولين سيگار، پيشنهاد رفتاري پرخطر را ميدهد.
3 . احساسي: تصميماتي که بر اساس واکنشهاي هيجاني نظير احساس ترحم، ترس، نگراني، غم و ... گرفته ميشوند، مانند کمک به ديگران در شرايط بحراني و خاص نظير وقوع زلزله يا سيل، مرگ بستگان و ...
4 . آني: تصميماتي که در شرايط غيرمترقبه گرفته ميشوند، مانند پديدار شدن عابري در مسير خودرو.
5 . تقديري: هنگامي که فرد از قدرت و مهارت تصميمگيري بهره اندكي داشته باشد، تصميم را به شانس واگذار ميکند. مثل انتخاب يکي از گزينههاي تست وقتي که جواب را نميدانيم.
6 . منطقي: تصميماتي که بهدليل تاثيرات طولاني در زندگي نيازمند فکر و تامل بيشتري هستند، مثل انتخاب همسر و شغل.
7 . عملياتي: تصميماتي که در فرايندهاي عملياني گرفته ميشوند و از جمله تصمياتي هستند كه در زيرمجموعههاي تصيمات استراتژيك قرار دارد.
8 . استراتژيک: تصميماتي که در برنامهريزي استراتژيک گرفته ميشوند و مختص افقهاي بلندمدت هستند.
عوامل تاثيرگذار بر تصميمگيري
1 . طلاعات (دانش و آگاهي): ما معمولاً تصميمات خود را بر اساس اطلاعاتي ميگيريم كه به دست ميآوريم. دانش و اطلاعات نادرست، باعث اشتباه و گمراهي در تصميمگيري ميشود.
2 . فشارهاي اجتماعي (فرهنگ، رسوم، آداب، عرف، قوانين): اين عوامل، تاثيرات زيادي بر تصميمات ما دارند. به دلايل فرهنگي و موقعيتهاي اجتماعي و قانوني، ما نميتوانيم بسياري از تصميمات را بگيريم.
3 . موقعيت اجتماعي (شغل و تحصيلات و ...)
4 . فشارهاي همسالان و گروه (افراد و چيزهايي که تعلقخاطر داريم): ممكن است بسياري از تصميمات ما بر كساني كه به آنها تعلقخاطر داريم (دوستان، همسايگان و ...) تاثيرگذار باشد. بههمين دليل، ممكن است در تصميمات خود تغييراتي ايجاد كنيم.
5 . ويژگيهاي شخصي (عقايد، ارزشها، احساسات و باورها)
6 . سن (نوجواني، جواني و...)
7 . موقعيتهاي مکاني و زماني (قرار گرفتن در مکان يا زماني خاص)
8 . والدين و رسانهها
مدل تصميمگيري عقلايي
تصميمگيري عقلايي: اين تصميمگيري بهنام تصميم برروي كاغذ نيز معروف است. بهطوريكه بر اساس داشتهها و موقيعتهايي كه در ظاهر وجود دارند تصميمگيري ميكنيم. در تصميمگيري عقلايي:
1 . تصميمگيرنده ميتواند مشكل را شناسايي كند
2 . هدف مشخص دارد
3 . همه فرصتها را ميشناسد
4 . ترتيب اولويتها را مشخص كرده است
5 . همه اولويتها را ثابت حفظ ميكند
6 . محدوديت مالي و اقتصادي ندارد
ولي با توجه به اينكه عوامل فوق تقريباً قابل دسترسي نيستند و هميشه ما داراي محدويت هستيم و با توجه به اينكه:
1 . مشكلات ساده نيستند
2 . اهداف واضح نيستند
3 . گزينهها زياد هستند
4 . محدوديت مالي و زماني بيشتر مواقع وجود دارد
اين روش، بسيار خطرناك است زيرا در اين نوع تصميمها، احتمالات و محدوديتها مدنظر گرفته نميشود.
اطمينان - ريسك و عدم اطمينان درتصميمگيري
اطمينان، يعني تصميمگيرنده ميتواند تصميمي درست بگيرد زيرا نتيجه هر گزينهاي معلوم است. با توجه به اينكه اين اتفاق همواره رخ نميدهد ريسك ورود احتمالاتي را درباره كار ارائه ميدهد. وقتي تصميمگيرنده نه آگاهي كامل از مشكل داشته باشد و نه ايدهاي در مورد احتمال آنچه كه رخ خواهد داد دارد، انتخاب و تصميم خود را در شرايط عدم اطمينان ميگيرد.
روشهاي تجربي در تصميمگيري
با استفاده از روشهاي تجربي، تصميمگيرندگان ميتوانند سرعت فرايند تصميمگيري را افزايش دهند. روشهاي تجربي بر دو نوعند:
1 . روش تجربي مبتني بر اطلاعات در دسترس: تصميمات را براساسي بنا ميكنند كه قابل حصول بوده و اثري قوي بر احساسات دارند. بهطور مثال، تمامي اشخاص ميدانند كه سفر هوايي از لحاظ امنيتي بهتر از خودرو است اما با شنيدن خبر سانحه هوايي، تصميم به تغيير وسيله سفر گرفته و ديگر حاضر به استفاده از هواپيما نيستند.
2 . روش تجربي مبتني بر نمونه: باعث ميشود تا تصميمگيرنده، احتمال وقوع يك رخداد را با آنچه كه برايش آشناتر است، يكي بگيرد. مثلاً، استخدام كاركنان از يك دانشگاه خاص به اين دليلكه سازمان از يكي از كاركنان خود كه فارغالتحصيل دانشگاه مورد نظر است، رضايت كاري نداشته است. در اين صورت، سازمان همواره در استخدام، سابقه دانشگاه را در استخدامهاي خود در نظر خواهد گرفت.
مشکلات و برنامهريزي
مديران با 2 مشكل روبهرو هستند. مشكل داراي ساختار خوب و مشكل داراي ساختار بد. مشكلات داراي ساختار خوب، قابل فهم، آشنا و به آساني قابل تعريف و با تصميمات برنامهريزي شده قابلحل هستند. مشكلات داراي ساختار بد، جديد يا غيرمعقول و مبهم يا داراي اطلاعاتي ناقص هستند و بايد با تصميمات غير برنامهاي، حل شوند.
شيوههاي تصميمگيري
1 . دستوري: تحمل كمتر بر ابهام و روش عقلايي در فكر كردن است (كوتاهمدت و سريع تصميم ميگيرند)
2 . تحليلي: تحمل زياد بر ابهام و روش عقلايي فكر كردن است (خواهان اطلاعات زياد و گزينههاي زياد هستند)
3 . ادراکي: داراي دورنماي وسيعتر و گزينههاي بيشتر (تمايل به تصميمگيري درازمدت و در پي راهحلهاي خلاق)
4 . رفتاري: شهودي ميانديشند و داراي تحمل كمتر در مقابل عدم اطمينان (بخوبي با ديگران كار ميكنند و پيشنهادات ديگران را ميپذيرند)
براي يک تصميم خوب، ابتدا بايد از پيگيري تصميمات قبلي دست برداشت زيرا در اين صورت، امکان اخذ تصميمي بهتر بهوجود ميآيد. اگر از تصميمي ضعيف دست برداريد، جاي خالي مناسبي خواهيد داشت كه ميتوانيد آن را با چيزي بهتر پر كنيد و از مردد بودن و گرفتن نيمي ديگر از تصميمي كه بر اساس فقط نيمي از حقيقت گرفته شده باشد، اجتناب كنيد.
مزايا و معايب تصميمگيري گروهي
گروهها، مزيتهاي معيني دارند كه عبارتند از: داشتن اطلاعات كاملتر، گزينههاي زيادتر، پذيرش فزاينده يك راهحل و حقانيت بيشتر. از سوي ديگر معايب تصميمگيري گروهي عبارتند از: زمانبر بودن، حاكميت اقليت بر تصميم، ايجاد فشار براي تبعيت كردن و مسئوليت مبهم.
عقل سرد و قلب گرم
براي تصميمگيري، از قلبي گرم و عقلي سرد استفاده كنيد. از عقل استفاده كنيد و با دل خود به مشورت بنشينيد و پس از گوش كردن به ديگران، تصميمي بهتر بگيريد و به آن عمل كنيد. بنابراين، براي تصميمگيري از عقل و قلب خود استتفاده کنيد و بين اين دو، تعادل برقرار سازيد.
مراحل فرايند تصميمگيري
1 . تشخيص و شناسايي موضوع يا مشكل /تعريف مشكل (دقيقاً در مورد چه چيزي ميبايستي تصميمگيري كرد؟)
2 . شناسايي معيارها و ارزشها و تخصيص وزن به معيار (مشخص کردن ارزشها)
3 . ارائه گزينهها و ارزيابي راهحلهاي مختلف/ حالتهاي جايگزين (نظرات موافق و مخالف كدامند؟)
4 . براورد خطرها و ريسكها (راهحلهاي مختلف چه خطرها و ريسكهايي دارند؟)
5 . تجزيه و تحليل گزينهها و انتخاب يک گزينه (کدام گزينه مهمتر و بهتر است؟)
6 . اجراي تصميم (چه اقداماتي بايد انجام شود؟)
اشخاص مصمم، نياز واقعي خود را بوضوح ميدانند و بههمين علت، بسرعت ميتوانند تشخيص دهند كه يك تصميم خاص، همسو با تامين نياز واقعي آنان است يا خلاف جهت آن. هنگامي كه فقط در پي نياز واقعي باشيد، مصصمتر ميشويد و اتخاذ تصميمات بهتر، زودتر صورت ميپذيرد.
هنگامي كه به گرداوري اطلاعات ميپردازيد، از شنيدن چيزهايي كه نميخواهيد بشنويد، خودداري نكنيد وگرنه از انجام اختيارات و انتخابهاي واقعي خود آگاه نخواهيد شد. در اين مرحله، استفاده از تجارب افراد با تجربه و جستوجوي الگوهاي قابل اعتماد، بسيار ياريبخش خواهد بود.
تصميمات گذشته، بهترين مربيان شما هستند و نگاه واقعبينانه به آنها، بيش از هر كس ديگري به شما ميآموزد كه از توهمات پرهيز كنيد و واقعيات را ببينيد. تجربيات گذشته، اثربخشي و سطح عملكرد شما را بالا ميبرند، اما در استفاده از آنها بايد اهداف خود را مرور كنيد.
اعتقاد به يك توهم، آن را به حقيقت تبديل نميكند. به اين ترتيب، براي شما اساس تمام تصميمات، بهتر ديدن حقيقت و صادق بودن با خود است.
كيفيت احساس شما در اين مورد كه چگونه تصميم ميگيريد، اغلب نتايج را پيشگويي ميكند. بر اساسترس تصميم نگيريد زيرا ترس هرگز نتايج خوبي به بار نياورده است.
اگر نميترسيديد، چه تصميمي ميگرفتيد؟ بر پايه حقايق و با اعتماد بهنفس و با شور و شوق تصميمگيري كنيد. اگر در هنگام تصميمگيري احساس فشار و سنگيني ميكنيد و احتمالاً سعي داريد تصميمي را به زور گرفته و يا محقق سازيد، نتيجه ضعيفي خواهيد گرفت. پس هيچگاه در شرايط بحراني تصميم نگيريد.
منابع
1 . مباني مديريت، استيفن پي. رابينز و ديويد اي.دي سنزو، ترجمه سيدمحمد اعرابي، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1390.
2 . تصميمگيري در محيط كار، رابرت هلر، ترجمه سعيد عليميرزايي. انتشارات سارگل، 1381.
3. راهنماي تصميمگيري بهتر، اسپنسر جانسون، ترجمه کامران پروانه، 1388.
4 . تصميمگيري مناسب در 30 دقيقه، جين اسميت، ترجمه گروه مترجمان فردا، انتشارات موسسه فرهنگي و هنري نگاه فردا، ۱۳۷۹.